ترک ها در احادیث پیامبر
- 23-10-2025, 16:34
- Тюркология
- 0
- 259
Фото: Hıstory.ru
(مقاله سوم)
سلسله مقالاتی که تقدیم حضورتان میشود، برگرفته از کتابی با همین نام، نوشتهی پروفسور زکریا کیتابچی است که توسط «بنیاد پژوهشهای جهان ترک» (ترکیه) منتشر شده است.
این مقاله به بررسی سیاست کلی که پیامبر میخواست علیه ترکها اجرا کند و مبانی این سیاست خواهد پرداخت. حدیث اصلی که در اینجا بر آن تمرکز خواهیم کرد، حدیث بسیار معروفی ابوداود است که در اثر ارزشمند خود «السنان» با عنوان «تحریک ترکها و حبشیها به جنگ حرام است» آورده است. متن اصلی این حدیث که توسط یکی از حامیان پیامبر روایت شده و بعدها بسیار مشهور شد و بسیاری نیز آن را نقل کردهاند، به شرح زیر است: «پیامبر فرمود که حبشیها نباید با شما کاری داشته باشند و شما نباید با ترکها کاری داشته باشید تا زمانی که ترکها با شما کاری نداشته باشند.»
چرا پیامبر چنین ممنوعیتی را برای حبشیها اعمال کرده است؟ مشخص است که وقتی اولین مسلمانان در مواقع بحرانی مکه را ترک کردند، حبشیها اغوش خود را به روی آنها باز کردند، فرصتهایی را برای زندگی در یک محیط راحت برای آنها فراهم کردند و در عین حال، پادشاه حبشه، نجاشی، نامه دعوت پیامبر به اسلام را با احترام فراوان پذیرفت. از سوی دیگر، فراموش نکنیم که بلال حبشی یکی از اولین مسلمانان بود. پیامبر به اعراب، شاید تقریباً به همه مسلمانان، دستور داد که به ترکها حمله نکنند. بعداً مشخص شد که پیامبر در داشتن چنین نگرشی نسبت به ترکها چقدر خردمند بوده است. بنابراین، در دورههای بعدی، اعراب به ترکها پناه بردند و کاملاً راحت زندگی کردند. به ویژه در دوره عثمانی، آنها چهارصد سال تحت حکومت ترکها در صلح زندگی کردند.
این حدیث با جزئیات فراوان در «سنن انسائی» (کتب سته) ذکر شده است. در این حدیث طولانی، پیامبر دستور داد که دولتهای ایران و بیزانس به طور کامل نابود شوند و ثروت آنها به عنوان غنیمت توسط مسلمانان به غنیمت گرفته شود، اما وقتی صحبت از ترکها و حبشیها میشود، نباید به آنها دست زد. بنابراین، این حدیث به وضوح سیاست آشکاری را که دولت اسلامی علیه ترکها دنبال میکرد، نشان میدهد.
اگرچه روایات معاویه و عبدالله بن مسعود در کتب حدیث معتبر با یکدیگر متفاوت هستند، اما معنای یکسانی را روشن میکنند و عناصر جدیدی را اضافه میکنند. این احادیث به وضوح قصد پیامبر را آشکار میکنند. معاویه کسی است که پس از ابوهریره بیشترین حدیث را از ترکها روایت کرده است. حدیثی که او روایت کرده به شرح زیر است: «پیامبر فرمود: با کسانی که برای خود زندگی میکنند (ترکها) کاری نداشته باشید تا زمانی که انها با شما کاری ندارند. زیرا آنها به زودی ظاهر میشوند و به سواحل رودخانه فرات میرسند، انجا متوقف میشوند. کسانی که ابتدا آمدهاند از آب آن مینوشند. کسانی که بعداً میآیند آن را به خاطر میآورند و میگویند: "اینجا آب بوده است."»
حدیثی که عبدالله بن مسعود روایت کرده است میگوید: «پیامبر فرمود: ترکها به شما دست نخواهند زد و شما نیز به آنها دست نزنید. زیرا این ترکها که از نسل پسران قنطور هستند، پادشاهی و سلطهای را که خداوند قبلاً به امت خود داده بود، از آنها خواهند گرفت.»
«سلطه و فرمانروایی» تا حدی در دوران سلجوقیان و به مدت چهار قرن در دوران عثمانی در دست ترکها باقی ماند (چگونگی این اتفاق در مقاله دوم مورد بحث قرار گرفته است).
لازم به ذکر است که «قنطور» لقبی است که پیامبر به ترکها داده است. این لقب در مقاله بعدی به تفصیل مورد بحث قرار خواهد گرفت. لقب دیگری نیز برای ترکها در ادبیات حدیث استفاده شده است - «الربعض».
در منابع تاریخی و ادبی نیز حدیث «به ترکان دست نزنید» آمده است. نمونه هایی از آن عبارتند از: جغرافیدان اسلامی الحماوی، دانشمند-زندگینامهنویس ابن حجر، تاجی العروس گردآوری کننده ای اولین فرهنگ لغت زبان عربی، نویسنده عرب الجاحیز (فضائل الاترک)، علمای جغرافیدانان ابن فکیلی، ابن حصول، کودامه، ، مورخ گوین و غیره. در منابع تاریخی و فقهی نیز به آن اشاره شده است.
پیامبر نه تنها به عنوان یک دولتمرد، بلکه به عنوان «پیامبری که یک دولت تأسیس کرد» وارد تاریخ بشریت شدت تست. نام این دولت «اسلام»، رئیس دولت محمد و نام رسمی او در اسناد سیاسی محمد الدین رسول الله بود. این دولت دارای قانون اساسی بود. پایتخت آن یثرب بود (نام اصلی مدینه «یثرب» بود). دولت اسلامی عرب پرچم سیاه داشت. دولت-شهری که توسط پیامبر تأسیس شد، پس از مرگ او به یک پادشاهی بزرگ تبدیل شد.
جهتگیریهای اصلی سیاست خارجی این دولت-شهر که توسط پیامبر تأسیس شده تود، چه بود؟ هنگامی که دولت-شهر مدینه تأسیس شد، سه دولت بزرگ در خارج از مرزهای شبهجزیره وسیع عربستان وجود داشت. امپراتوری بیزانس (آناتولی و خاورمیانه امروزی)، دولت ساسانی که اعراب هرگز نتوانستند با آن روابط دوستانه برقرار کنند، و ترکان آبی که برای اولین بار در تاریخ، یک دولت ترک تأسیس کردند که قلمرو وسیعی را از سواحل شرقی دریای سیاه تا استپهای آسیای مرکزی در بر میگرفت و در مدت کوتاهی آن را به یک امپراتوری قدرتمند و باشکوه تبدیل کردند. این دولت که در یک منطقه جغرافیایی نسبتاً وسیع گسترش یافته بود، محرک اصلی تحولات اقتصادی، سیاسی و نظامی در جهان در زمان پیامبر بود.
پیامبر پس از تأسیس دولت خود، سیاست ایجاد روابط سالم با این سه دولت بزرگ و قدرتمند را در پیش گرفت. اولین تجلی سیاست خارجی پیامبر پیامبر، نامههای دعوت به اسلام او بود. او ابتدا نامهای به هراکلیوس، حاکم بیزانس، سپس به خسرو پرویز، حاکم ایران و پس از آن به تانگ سینگ، حاکم چین فرستاد. آخرین نامهای که فرستاد، به دولت ترک بود.
روایات زیادی در مورد نامهای که پیامبر به ترکها فرستاد، وجود دارد. در این روایات، حتی گفته شده است که این نامه به زبان ترکی نوشته شده است. محقق ترک، آی. اچ. ایزمیرلی، که موضوع «پیامبر و ترکها» را مطالعه میکند، اطلاعات گستردهای در مورد این موضوع ارائه میدهد. او با اشاره به نسخه مصری اثر زندگینامهای معروف ابن اثیر به نام «اسد القبا» مینویسد: «عمیره به همراه افرادی از قبیلهاش آمد. پیامبر از او خواست که نامهای به زبان ترکی بنویسد.» این حدیث که توسط ابن اثیر روایت شده است، به شرح زیر است: «پیامبر نامهای را به عمیره و اطرافیانش املا کرد. با این حال، ما آن را در اینجا ذکر نکردهایم. زیرا کسانی که آن را ذکر کردهاند، به طرق مختلف بیان کردهاند. آنها همچنین اصل را تحریف و تغییر دادهاند. از این نظر، ما مجبور شدیم آن را کنار بگذاریم. با این حال، ابوموسی آن را روایت کرده است.»
ابن حجر در اثر زندگینامهای خود «الإصابة» مینویسد که عمیره از نامهای حاوی کلمات عجیب و غریب یاد میکند. ابن موسی این کلمات عجیب را توضیح میدهد.
همانطور که از احادیث برمیآید، پیامبر دست دوستی به سوی ترکها دراز کرده و سعی در ایجاد روابط دوستانه با آنها داشته است. خطوط اصلی احادیث عبارتند از: عدم تحریک ترکها به هیچ وجه، عدم دخالت در امور آنها، عدم ورود به جنگ آشکار با ترکها مگر در صورت نیاز فوری، صبر در هر شرایطی و تا حد امکان دوستی با آنها.
آیا این رفتار توصیه شده توسط پیامبر نسبت به ترکها، بعدها بر روابط سیاسی، اجتماعی و حتی مذهبی رهبران عرب تأثیر گذاشته است؟
ابوبکر در دوران خلافت ، خود مشغول تحکیم پایههای اسلامی بود. در دوران خلافت عمر، سپاهیانی به رهبری احنف بن قیس به رود جیحون رسیدند. احنف نامهای به عمر نوشت و او را از فتوحات مطلع کرد و در عین حال اجازه عبور از رود جیحون را درخواست نمود. این موضوع در بسیاری از منابع اسلامی، به ویژه در اثر طبری، به تفصیل ذکر شده است. همانطور که از احادیث طبری میتوان فهمید، خلیفه عمر از این موضوع بسیار نگران میشود و میگوید: «ای کاش سپاهی به سوی خراسان نفرستاده بودم. ای کاش بین ما و سرزمینهای خراسان دریایی از آتش بود.» در حدیث طبری آمده است که عمر با عجله فرمانی نوشت که عبور لشکریان عرب از رود جیحون را ممنوع می کرد: «هرگز به آن سوی رود جیحون حمله نکنید. در این سوی رود بمانید. شما می دانید که با چه شرایطی وارد خراسان شده اید. همچنان با همان شرایط در آنجا بمانید. به این ترتیب، پیروزی شما دائمی خواهد بود. هرگز به جلو حرکت نکنید و از رود عبور نکنید، وگرنه خرد (پشیمان) خواهید شد.»
طبری روایات زیادی دارد که این موضوع را از زوایای مختلف توضیح میدهد. به عنوان مثال، وقتی عمر گفت: «ای کاش لشکری به آنجا نفرستاده بودم. ای کاش دریایی از آتش بین ما و رودخانه بود»، حضرت علی از او پرسید که چرا این را میگوید. عمر پاسخ داد: «زیرا مردم آن مکان (ترکها) از جاهای خود بیرون میآیند و سه بار پراکنده میشوند و دنیا را اشغال میکنند. سومین حمله، آخرین حمله آنها خواهد بود.» این حدیث طبری و احادیث ابوداود و عینی به طرز شگفتآوری مشابه هستند.
عمر در جای دیگری («الفتن») میگوید: «از قبایلی که صورتهایشان گرد و پهن است، گویی از پوست بیرون زده و چشمانشان مانند طلسم است، برحذر باشید. تا زمانی که به شما کاری نداشته باشند، با آنها کاری نداشته باشید.» الجاحظ سخنان عمر را در مورد ترکان جنین روایت میکند: «ترکها چه دشمن وحشتناکی هستند. غنیمتی که به دشمنان خود میدهند بسیار کم است و غنیمتی که به دست می اورند بسیار زیاد است.»
علیرغم توصیه پیامبر، درگیریهای خونین زیادی بین اعراب و ترکها رخ داده است. معاویه برای متوقف کردن این درگیریهای خونین، سخنان پیامبر را تکرار میکرد. در کتاب حدیث «الفتن» حدیث معاویه به شرح زیر است: «به دو قبیلهای که در صلح زندگی میکنند - ترکها و حبشیها - حمله نکنید. صدای انها را بلند نکنید. تا زمانی که به شما کاری نداشته باشند، با آنها کاری نداشته باشید.»
ابو یعلاء در مورد نگرش معاویه به این موضوع چنین روایت کرده است(الموعاویه «فیض القادر»): «روزی نزد معاویه بودم. در آن زمان، نامهای از یکی از والیان به او رسید. در آن نامه آمده بود که او با ترک ها جنگیده و آنها را شکست داده است. معاویه از این موضوع بسیار خشمگین شد. سپس به او پاسخ داد: «تا دستور دوم من نرسد، با ترک ها نجنگید. زیرا از پیامبر چنین شنیدم.»
در حدیث ابن ذیالقلع که به ما رسیده است ("الفتن") آمده است: "روزی نزد معاویه بودم. در این اثنا، نامهای از والی ارمنیا برای او آمد. معاویه نامه والی را خواند. او نتوانست خشم خود را فرو نشاند. سپس یکی از منشیان خود را فراخواند. او از خواست برای والی نامه زیر را بنویسد: ... هرگز چنین کاری نکن، ترکها را علیه خود تحریک نکن و هرگز سعی نکن چیزی از آنها بگیری. من از رسول خدا شنیدم که ترکها به جاهایی که افسنطین میروید (یعنی به پایینترین نقاط عربستان) پیشروی خواهند کرد."
در دوران عباسیان نیز به ترک ها اهمیت زیادی داده میشد. در دوران حکومت این سلسله، خلفا دیگر مطابق با خواستهها و تمایلات اشراف ترک عمل میکردند. المسعودی در «مروج» آنچه را که یک عرب نگران قدرت ترکها گفت، مینویسد: «اکنون ترک ها مالک و صاحب همه چیز شدهاند. اکنون همه مردم جز گوش دادن به سخنان آنها و اطاعت از آنها کاری نمیتوانند انجام دهند.»
حمزه بن ادرک، که بارها در دوران عباسیان با ترکان مواجه شده بود، میگوید: «تا زمانی که به شما کاری ندارند ، به آنها راه بدهید، حمله نکنید. زیرا در مورد ترکان گفته شده بود که تا زمانی که تا زمانی که با شما کار ندارند، با آنها کاری نداشته باشید و مانند دوستان از کنارشان عبور کنید» (الجاحظ).
در زمان سلطنت معتصم، یکی از خلفای عباسی، بخت به ترکان روی خوش نشان داد. در این زمان، ارتشهای عرب در شرف فروپاشی بودند. ایجاد یک ارتش قوی جدید میتوانست با پذیرش ترکهایی که قهرمانی و شجاعتشان در کشورهای خلافت شهرت یافته بود، در این ارتش امکانپذیر باشد. در منابع عربی، ترکهایی که در ارتشهای عرب خدمت میکردند، «الموالی» نامیده میشدند.
در اثر ارزشمند ابن ماجه در «کتب سته» به نام «السنن»، احادیثی مربوط به موالی ها وجود دارد. در اینجا، حدیث زیر از ابوهریره نقل شده است: «پیامبر فرمود که با افزایش جنگها، فتنهها و فساد، خداوند لشکری از موالی را به سوی این امت خواهد فرستاد. آنها در اسبسواری از اعراب بهتر و در استفاده از سلاح ماهرتر از آنها هستند. بنابراین، خداوند این دین را دوباره به آنها خواهد داد.»
بسیاری از مردم این جایگاه ترکان در خلافت عرب را دوست نداشتند و با این وضعیت مخالفت میکردند. یکی از آنها شاعر دیبک الحزائی بود. او به خلیفه معتصم گفت: «هفت نفر در اصحاب کاف بودند... و هشتمی سگ بود. شما دم زیادی (ترکها) دارید. حداقل آنها چنین دمی نداشتند... اکنون کسی را جز آن ترکهای پست نمیبینید. انگار شما هم مادر و هم پدر آنها شدهاید.»
الجاحظ با اشاره به جایگاه ترکان در خلافت و روحیه جنگجویی آنها مینویسد: «هرگز ملت دیگری نبوده است که به اندازه ترکها دل ارتشهای عرب را به لرزه درآورده باشد.»
در زمان حکومت المکتفی بالله، یکی از خلفای عباسی، قدامه بن جعفر بغدادی، برخلاف دیگر جغرافیدانان اسلامی، نه تنها اطلاعات واقعی را در «کتاب الحراج» خود ارائه داد، بلکه حدیث معروف پیامبر را نیز ذکر کرد: « آنها علیه ترکها جنگ نمیکردند زیرا پیامبر ما گفته بود: «تا زمانی که برک ها با شما کاری ندارند با آنها کاری نداشته باشید.»»
یکی دیگر از نویسندگان اسلامی، ابوزیدل بلهی، حدیث ابوهریره را نقل میکند و سخنان پیامبر را در مورد ترکان ذکر میکند. این حدیث در دوران سلجوقیان نیز به اشکال مختلف ذکر شده است.
همانطور که مشاهده میشود، حدیث پیامبر «با ترکها کاری نداشته باشید» در جهان اسلام گسترده و مشهور بوده است. در دوران پس از پیامبر، این احادیث بارها توسط نویسندگان اسلامی در مورد مسائل مختلف مورد استناد قرار گرفته است. این نشان میدهد که این حدیث پیامبر مهم تلقی شده و اهمیت خود را در جهان اسلام حفظ کرده است.
گازار بیاتی
مترجم: گلزار بیاتی















