Все о коронавирусе в Азербайджане

                                                                            Онлайн центр квантового мышления

Воскресенье, 14 Март 2021 14:32

رسول¬زاده و دین اسلام (تحلیلی بر جایگاه دین اسلام در اندیشه و عملِ سیاسی محمدامین رسول¬زاده)

Автор

چکیده

این مقاله که با هدف بررسی اندیشه و عملِ سیاسی محمدامین رسول­زاده در عرصة دین اسلام انجام شده است، در صدد است به این سوالات پاسخ دهد که دین اسلام چه جایگاهی در اندیشة محمدامین رسول­زاده داشت؟ و مهم­ترین شاخصه­های رفتار­­ سیاسی رسول­زاده در عرصة دین اسلام کدامند؟ یافته­های پژوهش نشان می­دهد که رسول­زاده با وجود اینکه بر نقش و اهمیت دین اسلام در زندگی شخصیو اجتماعی انسان تأکید داشت، اما شرایط سیاسی و اجتماعی قفقاز و نیز برخی پیش­فرض­های ذهنی مانند تأثیرپذیری از روشنفکران عصر خود، باعث شد که وی از دین اسلام در راستای اهداف سیاسی و ناسیونالیستی خود نیز بهره جوید. او از ظلم و استعمار تزاریسم علیه مسلمانان روسیه و قفقاز در راستای اهداف و آمال سیاسی خود استفادهنموده و از هیچ کوششی در راستای تطبیق اسلام با اندیشه­های سوسیالیستی و ناسیونالیستی و نیز تفسیر ناسیونالیستی از مسئله اتحاد اسلام فروگذار نمی­کرد. روش پژوهش دراین نوشتار، توصیفی- تحلیلی با تکیه بر آثار محمدامین رسول­زاده و اسناد تاریخی است.

واژه­های کلیدی: رسول­زاده، دین اسلام، سوسیالیسم، ناسیونالیسم، پان­اسلامیسم.

مقدمه

تحقیق و مطالعه در مورد اندیشه و عملکرد اندیشمندان و روشنفکرانِ جوامع اسلامی دربارة دین اسلام، هموارة یکی از موضوعات مهم و بحث­برانگیز در دوره معاصر بوده است. قفقاز جنوبی نیز از جمله مناطق مهم جهان اسلام است که با وجود تحقیقات و پژوهش­های قابل توجه، هنوز برخی از جنبه­های اصلی اندیشه­های روشنفکران و اندیشمندان آن دربارة دین اسلام نیازمند بحث و بررسی است. این خطة از جهان اسلام پس از آنکه با قرارداهای گلستان و ترکمان­چای به کنترل روسیه تزاری درآمد، با بهبود نسبی شرایط اقتصادی حاصل از استخراج نفت، زمینة مساعدی را برای ورود اندیشه­های جدید فراهم آورد. این تحولات از یک سو با رواج اندیشه­های غربی مانند سوسیالیسم، ناسیونالیسم، لیبرالیسم و از سوی دیگر به علت مصادف شدن با برخی از جنبش­های دینیِ ضد استعماری مانند پان­اسلامیسم، دین اسلام و مواجهه آن با این تحولات را به یکی از مهم­ترین مؤلفه­های اندیشه و افکار روشنفکرانِ مسلمان قفقاز تبدیل کرد. میرزا فتحعلی آخوندزاده، از اولین روشنفکران مسلمان قفقاز است که دربارة اندیشه­های جدید و دین اسلام به موضع­گیری پرداخت. رویکرد وی از یک طرف رنگ و بوی مخالفت با اسلام و تلاش برای جایگزینی سکولاریسم و لیبرالیسم در جوامع اسلامی بود و از طرف دیگر با ناسیونالیسم باستان­گرای ایرانی آمیخته شده بود. بعد از آخوندزاده اندیشه و عملکرد روشنفکران مسلمان قفقاز در قبال دین اسلام شکل­متفاوتری به خود گرفت. رویکرد روشنفکرانی مانند علی­بیگ حسین­زاده و احمدآقااوغلو برخلاف آخوندزاده، تطبیق و سازگاری اسلام با ایدئولوژی­های غالب زمان و از سوی دیگر با ناسیونالیسم ترکی همراه بود. محمدامین رسول­زاده[1](1955-1884م/ 1374-1301ق/ 1334- 1262ش) بنیانگذار جمهوری آذربایجان در سال 1918 نیز یکی از این روشنفکران و سیاستمداران قفقازی است که در طول زندگی سیاسی و اجتماعی خود ضمن تلاش به منظور تطبیق اسلام با ایدئولوژی­های زمان خود، اهداف و اندیشه­های سیاسی و ناسیونالیستی خود را نیز با گفتمان غالب اسلامی سازگار می­دید.

گفتمان غالب اسلامی و نحوه مواجهه آن با ایدئولوژی­ها و جریانات سیاسی زمان رسول­زاده، در دو عرصه نظری- معرفتی و سیاسی همواره به عنوان عاملی مؤثر در اندیشه و آثار و نیز فعالیتهای سیاسی وی خودنمایی می­کند. از جنبه­های نظری- معرفتی اندیشة رسول­زاده در عرصة اسلام، می­توان به دفاع از اصلاحات دینی، خرافه­زادیی از دین، تقبیح تظاهر دینی و اختلافات مذهبی اشاره کرد اما در عمل و کنش سیاسی، وی برای پاسخ­گویی به مسائلی مانند رویکرد اسلام در قبال ایدئولوژی­های غالب آن روز مانند ناسیونالیسم و سوسیالیسم ناگزیر از اندیشه­ورزی بود و باید تکلیف خود را در قبال سازگاری یا عدم سازگاری اسلام با ایدئولوژی­های یاد شده آشکار می­ساخت. در همین راستا، رسول­زاده با وجود اینکه تابع اندیشه سیاسی خود بوده و از آن پیروی می­کرد، اما به ناچار عمل سیاسی خود را نیز بر پایه تفکر دینی نشان می­داد. یعنی تلاش داشت که بین عمل سیاسی و اندیشه دینی خود تعامل ایجاد کند. به همین منظور و در مقاطع مختلفی از سیر تحول اندیشه­های خود او از هیچ کوششی در تطبیق و سازگاری اسلام با اندیشه­های غالب زمان خود مانند سوسیالیسم، ناسیونالیسم و پان­اسلامیسم فروگذار نمی­کرد.

   با وجود اینکه دین اسلام یکی از عوامل مؤثر در شکل­گیری اندیشه­های سیاسی و اجتماعی رسول­زاده است. اما توجه بیشتر به جنبه­های ناسیونالیستی و سوسیالیستی اندیشة­های رسول­زاده، آراء و عملکرد سیاسی وی دربارة دین اسلام را تحت­الشعاع قرار داده است؛ این درحالی است که بخش مهمی از اندیشه­های سیاسی و اجتماعی رسول­زاده را رویکرد سیاسی وی نسبت به دین اسلام تشکیل می­دهد. بنابراین بررسی و تحلیل و نیز ارائه خوانشی از اندیشه و کنش سیاسی رسول­زاده در عرصة دین اسلام، اهداف این پژوهش را تشکیل می­دهد. در همین راستا، پژوهش حاضر تلاش می­کند به این سوالات پاسخ دهد که دین اسلام چه جایگاهی در اندیشة محمدامین رسول­زاده داشت؟ و مهم­ترین کنش­ سیاسی رسول­زاده در عرصة دین اسلام کدام است؟ یافته­های پژوهش نشان می­دهد که رسول­زاده هیچگاه از دین اسلام رویگردان نبود؛ اما از اسلام برای رسیدن به اهداف سیاسی خود نیز بهره می­جست. او در راستای اهداف سیاسی خود، از یک طرف از تضییق حقوق سیاسی و اجتماعی مسلمانان قفقاز و روسیه توسط تزاریسم بهره­برداری کرد و از طرف دیگر، در تلاش بود تا دین اسلام را با ایدئولوژی­های غالب زمان خود مانند سوسیالیسم و ناسیونالیسم تطبیق دهد.

پیشینه پژوهش

به طور کلی آثار منتشر شده دربارة شخصیت و اندیشه­های سیاسی و اجتماعی رسول­زاده را می­توان به دو دستة عمده تقسیم­بندی کرد: دسته اول منابع و تحقیقاتِ فارسی زبان است که عمدتاً دربارة شخصیتِ رسول­زاده و فعالیتهای وی در ایران و نیز به طور محدود تأثیر اندیشه­های وی بر فضای سیاسی و اجتماعی دورة مشروطیت ایران است. از میان آنها می­توان به کتابِ «رسول­زاده، فرقه دموکرات و تحولات معاصر ایران» از حسین آبادیان اشاره کرد. کتاب آبادیان تنها اثر مستقل دربارة رسول­زاده در زبان فارسی است که نقش رسول­زاده در حزب دموکرات و روزنامه ایران نو را به همراه تأثیر اندیشه­های وی در تحولات سیاسی و اجتماعی دورة مشروطیت تا پهلوی اول بررسی کرده است.

   غیر از کتاب آبادیان، اثر مستقل دیگری دربارة رسول­زاده در زبان فارسی به چشم نمی­خورد. اما در پاره­ای از تحقیقات به برخی از جنبه­های اندیشه وی اشاره شده است. کتاب «فکر دموکراسی اجتماعی در نهضت مشروطیت ایران» از فریدون آدمیت مهم­ترین اثر تحقیقی دربارة اندیشه­های سوسیالیستی رسول­زاده به شمار می­رود. آدمیت نخستین محققی است که به تحلیل و بررسی سه اثرِ مهم رسول­زاده با عناوین «ورشکستگی سوسیالیسم انقلابی»، «آینده دموکراسی» و «وضعیت سیاسی روسیه» پرداخته است.[2] اهمیت کتاب آدمیت در بهره­گیری از برخی آثار رسول­زاده است که تا به امروز نه­تنها هیچ ترجمه­ای از این آثار در ایران منتشر نشده است، بلکه در جمهوری آذربایجان زادگاه وی نیز تا چند سال پیش این آثار رسول­زاده چاپ نشده نبود. با این وجود، آدمیت مطالبی دربارة رسول­زاده بیان کرده است که صحیح نیست. برای نمونه، او با رد نظر نویسندگانی که معتقدند رسول­زاده پس از اخراج از ایران اول به قفقاز و سپس به استانبول رفت، می­نویسد که رسول­زاده پس از ترک ایران مستقیم به استانبول رفت (آدمیت، 1388: 156)، این در حالی است که رسول­زاده خود از حضور کوتاه مدتش در لنکران در سال 1911 خبر داده است (Rasulzade Asarlari, 2013: IV/ 101). آدمیت هم­چنین سال و محل مرگ رسول­زاده را که سال 1955 در آنکارا بود، به اشتباه 1954 در استانبول ذکر کرده است (آدمیت، 1388: 96). در همین راستا «آذربایجان در موج خیز تاریخ» نیز از جمله تحقیقاتی است که برای تحقیق درباره دیدگاهها و عملکرد رسول­زاده درباره نامِ آذربایجان که مهمترین مسئله بین ایران و جمهوری آذربایجان در سالهای 1918 تا 1920 بود، اهمیت دارد. همچنین محمدعلی رنجبر و فرهاد نوبخت نیز در مقاله­ای با عنوان «تحلیلی بر نگرانی روسها از نفوذ آلمان در ایران در جنگ جهانی اول از منظر روزنامه آچیق­سوز»، رویکرد محمدامین رسول­زاده و روزنامه آچیق­سوز در حمایت از آلمانها در ایران در جنگ جهانی اول را بررسی کرده­اند.

   از دیگر منابع فارسی می­توان به برخی تحقیقات نیز اشاره کرد که در آنها به صورت محدود به فعالیتهای روزنامه­نگاری رسول­زاده در روزنامة ایران نو و تأثیر این روزنامه در فضای سیاسی و اجتماعی جامعه ایران در دوره مشروطیت پرداخته­ شده است. که از میان آنها می­توان به «تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران در دوره مشروطیت» از ادوارد براون، «از صبا تا نیما» از یحیی آرین پور و «روزنامة ایران نو (1)» از ناصرالدین پروین[3] اشاره کرد.

   آخرین گروه از منابع و تحقیقات فارسی زبان، شرح حال­ها و خاطراتی است که دربارة رسول­زاده و برخی از فعالان و روشنفکران دوره مشروطیت نگاشته شده و برای تحقیق دربارة رسول­زاده اهمیت دارند. سید حسن تقی­زاده در مقاله­ای با عنوان «پایانِ یک زندگی پرماجرا» ضمن اشارة کوتاه به سرگذشت سیاسی و اجتماعی رسول­زاده، از وی با تمجید فراوان یاد می­کند (تقی­زاده، 1334: 344-342). عبدالحسین نوایی در مقالة «حیدرخان عمواوغلی و محمدامین رسول­زاده» گزارشی از زندگی­ و فعالیتهای رسول­زاده در ایران ارائه می­دهد. رحیم رئیس نیا نیز در کتاب «حیدرخان عمواوغلی در گذر از طوفانها» به تحلیل و بررسی فعالیتهای رسول­زاده در ایران و حزب دموکرات می­پردازد.

   اما دستة دوم از تحقیقاتِ مربوط به رسول­زاده که بیشترین آثار تحقیقی را در خود جای داده است، پژوهش­ها و تحقیقات به زبان ترکیِ آذربایجانی است. محققان جمهوری آذربایجان وجوهِ مختلف اندیشه­های سیاسی و اجتماعی رسول­زاده را مورد بررسی قرار داده­اند. اما اغلب محققان که در رأس­شان «نسیمان یعقوبلو» قرار دارد، با رویکرد ناسیونالیستی اندیشه­های رسول­زاده را بررسی کرده­اند و بیشتر در پیِ برجسته و متمایز کردن اندیشه­ و کنش­ رسول­زاده در عرصة ناسیونالیسمِ قومی هستند. با این وجود، معدود محققانی نیز هستند که اندیشه­های رسول­زاده در عرصة دین اسلام را مورد پژوهش قرار داده­اند. که از آن میان می­توان به کتاب «رسول­زاده و اسلام» از آخوند حاج سلطان علیزاده اشاره کرد. علیزاده در این کتاب برخی از مقالات رسول­زاده دربارة دین اسلام، مناسبت­های دینی، احکام دینی و اوضاع مسلمانان قفقاز را به بحث گذاشته است. صرفنظر از اینکه این تحقیق مهم­ترین تحقیق دربارة دیدگاه رسول­زاده دربارة اسلام است، اما بر تحقیق علیزاده سه نقدِ بنیادین وارد است: اول اینکه محقق مسئله را با رویکرد ناسیونالیستی دنبال کرده است. نقد دوم، این است که این پژوهش بیشتر به تحلیل و بررسی نظرات شخصی و درکل نظری معرفتی رسول­زاده دربارة دین اسلام پرداخته است و از کنش­های سیاسی رسول­زاده در عرصة دین اسلام که موضوع این تحقیق است، فقط به دفاع رسول­زاده از حقوق مسلمانان قفقاز آنهم به صورت محدود بسنده کرده است. نقد سوم نیز این است که پژوهش مورد نظر فاقد ارجاع و استنادات لازم است.

   در کنار این، در ترکیه نیز تحقیقات مهمی درباره رسول­زاده به زبان ترکیِ استانبولی انجام شده است که نگارنده امکان دستیابی به تحقیقات محققان ترکیه­ای را پیدا نکرد. از مهمترین محققان ترکیه که تحقیقاتی درباره رسول­زاده و جمهوری آذربایجان انجام داده­ است، می­توان به «صباح­الدین شیمشیر» اشاره کرد. شیمشیر تحقیقاتی مانند «زندگی، افکار و اندیشه و فعالیتهای رسول­زاده در ترکیه»، «سخنرانی­های محمدامین رسول­زاده در مجلس مبعوثان در سالهای 1918 تا 1920»، «کشمکش­های استقلالِ آذربایجان» و «ترکهای آذربایجانیِ مقیم ترکیه» را انجام داده است. دیدگاههای رسول­زاده درباره پان­ترکیسم در روسیه، از مسائل مهمی است که توجه صباح­الدین شیمشیر را به خود جلب کرده است (Attar, ShimShir, 2013: 191-198).

   بدین­ترتیب با بررسی پیشینه پژوهش در دو زبانِ فارسی و ترکیِ آذربایجانی می­توان گفت که، با وجود پژوهش­های قابل توجه دربارة زندگی­ و شکل­گیری اندیشه­های سیاسی و اجتماعی رسول­زاده، اکثر این آثار از واکاوی اندیشه و کنش سیاسی رسول­زاده در عرصة دین اسلام غافل شده­اند و پژوهش حاضر نیز در صدد جبران این نقیصه است.

   

جایگاه دین اسلام در اندیشة رسول­زاده

نگرش رسول­زاده به دین اسلام را می­توان در دو بعد نظری - معرفتی و سیاسی مطالعه کرد: بُعد نظری - معرفتی اندیشه­های رسول­زاده دربارة اسلام به جایگاه و پیشینه خانوادگی وی برمی­گردد. رسول­زاده در یک خانواده روحانی شیعه به دنیا آمده بود و پدرش ملا علی­اکبر روحانیِ سرشناس روستای نوخانی باکو بود. این پیشینه باعث شده بود که رسول­زاده نسبت به دین اسلام و جایگاه آن در زندگی انسان نظر مساعدی داشته باشد. در نظر او: «دین یک مسئله وجدانی است و هرکس دین خود را بفروشد در واقع وجدان خود را فروخته است» (Alizade, 2003: 54). او در حالی که 19 سال بیشتر نداشت، قطه شعری با عنوان «مخمس» در روزنامة «شرق روس» به چاپ رساند که در آن با اشاره به زحمات پیامبر (ص) در راه گسترش اسلام، اسلام و قرآن را تنها راه سعادت بشر می­داند (روزنامة شرق روس، 18 مه 1903، شماره 20: 3).

       اما در بُعد دوم یا سیاسی، رسول­زاده به تبیین و تشریح جایگاه اسلام در مسائل سیاسی و اجتماعی جامعه می­پرداخت و تلاش می­کرد که از آن در راستای اهداف سیاسی خود نیز بهره گیرد. در واقع با وجود اینکه به اصول و احکام شخصی دین وفادار بود، تغییر و تحولات سیاسی و اجتماعی جامعه و اهداف و آرمانهای خود را نیز نمی­توانست نادیده بگیرد. او در این بُعد از اندیشه­های خود تحت تأثیر جریان پان­اسلامیسم در میان مسلمانان روسیه، دفاع از حقوق مسلمانان ققفاز را با اهداف سیاسی خود سازگار دید و از آن به بهترین وجه ممکن در مقابله با تزاریسم بهره برد. در کنار این، از اهمیتِ تطبیق اسلام با ایدئولوژی­های غالب زمان خود به عنوان یک حربة مهم سیاسی برای رسیدن به اهدافش نیز غافل نبود. او در مقاطعی از حیات سیاسی و اجتماعی خود به تطبیق اسلام با سوسیالیسم پرداخت اما پس از غلبة ناسیونالیسم بر افکار و اندیشه وی، سازگاری اسلام با ناسیونالیسم را در دستور کار خود قرار داد.

عوامل و زمینه­های اندیشه و عملِ سیاسی رسول­زاده در عرصة دین اسلام

شرایط سیاسی و اجتماعی قفقاز در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، محیط زندگی و خاستگاه خانوادگی رسول­زاده نقش انکار ناپذیری در اندیشه و عملِ سیاسی رسول­زاده نسبت به دین اسلام داشت. پدر او ملاعلی­اکبر در سلک روحانیت بود اما به اصول و افکار جدید نیز علاقه نشان می­داد؛ به همین جهت پسرش محمدامین رسول­زاده را به مدرسه اصول جدید فرستاد و رسول­زاده اولین تحصیلات خود را در مدرسه سلطان مجید غنی­زاده و بعد از آن در یکی از مدارس «روس مسلمان» یا روس تاتار (Rus- Tatar Maktabi) که در اواخر قرن نوزدهم در میان مسلمانان رواج یافته بود، به پایان رساند (Yaqublu, 2013: 47). این مدارس با ترویج اندیشه­های علوم طبیعی و رئالیستی نقش مهمی در اندیشه و حیات سیاسی و اجتماعی روشنفکران قفقاز از جمله رسول­زاده داشته است (Azerbaycan Xalq Cumhuriyyati Ensiklopediyasi, 2005: II/ 311).

   دورة کودکی و نوجوانی رسول­زاده، اوج مبارزه با استعمار روسیه در قفقاز است که در شکل پان­اسلامیسم بروز یافت. مدتی بعد و با شعله­ور شدن آتش جنگ مسلمانان با ارامنه، مسلمانان قفقاز برای نخستین بار به فکر ایجاد یک سازمان سیاسی و نظامی با عنوان «دفاعی» شدند که نقش مهمی در اتحاد سیاسی مسلمانان قفقاز ایفا کرد و برخی از اعضای آن بعدها در ایجاد حزب مساوات نیز نقش داشتند (Azizov, 2009: 47). این زمینه­ها به همراه اوضاع سیاسی و اجتماعی قفقاز در اوایل قرن بیستم در شکل­گیری رویکرد سیاسی وی نسبت به دین اسلام تأثیر داشت.

   از دیگر زمینة­های اندیشه و عملِ سیاسی رسول­زاده در عرصة دین اسلام، تأثیرپذیری وی از روشنفکران و متفکران جهان اسلام مانند سیدجمال­الدین اسدآبادی و احمد آقااوغلو (1939-1869) است. در این میان سید جمال­الدین اسدآبادی بیشترین تأثیر را بر وی داشته است. رسول­زاده پیش از آشنایی با اندیشه­های اسدآبادی در استانبول، از طریق احمد اقااوغلو با آراء سیدجمال آشنا شده بود. احمد آقااوغلو که در سالهای 1905 تا 1909 مدیریت روزنامه­های «ارشاد» و «ترقی» را برعهده داشت، خود متأثر از اسدآبادی بود. آقااوغلو در سلسله مقالاتی با عنوان «وضعیت مسلمانان» در روزنامة ترقی، با تبیین و تشریح اوضاع مسلمانان و مسئله نفوذ استعمار، از اقدامات و فعالیتهای سید جمال در راستای بهبود وضعیت کشورهای اسلامی به نیکی یاد می­کند (Agaoglu, 2007: 332).

   شاید بتوان گفت که در قفقاز هیچ روشنفکری به اندازه رسول­زاده از آراء و اندیشه­های اسدآبادی تأثیر نپذیرفته بود. رسول­زاده از اندیشه­های سید جمال دربارة لزوم اصلاحات دینی در کشورهای اسلامی استقبال و در این باره می­نویسد: «از مرحوم سید جمال­الدین افغانی راه نجات و راستگاری مسلمانان را پرسیدند. او در جواب به لزوم یک «انتباه دینی» اشاره کرد و مبدأ ترقی اروپاییان را نیز در ظهور مارتین لوتر ­دانست... وقتی این نظر شیخ را سال گذشته در یکی از روزنامه­های چاپ مصر دیدم، از عمق نظرات وی متحیر شدم» (Rasulzade Asarlari, 2001: II/ 290). او در سالهای 1911 تا 1913 که در استانبول به سر می­برد، به تحقیق در آثار اسدآبادی مانند «فلسفه وحدت جنسیه» پرداخت و با تأثیر از افکار سیدجمال­الدین اسدآبادی به این نتیجه رسید که «بقای جهان اسلام منوط به ترویج خودآگاهی ملی در میان ملل مسلمان می­باشد» (چاغلا، 1388: 71).

   در همین راستا ضیاء گوک آلپ از روشنفکران پان­ترکیست عثمانی نیز تأثیر زیادی در اندیشه و آراء رسول­زاده داشت. اندیشه­های ناسیونالیستی رسول­زاده بعد از اخراج از ایران و رفتن به استانبول تحت تأثیر گوک آلپ شکل کامل­تری به خود گرفت و شعار مهم ضیاء گوک آلپ با عنوان «ملتی ترک از امت اسلام و با مدنیت اروپایی» محور اندیشه­های ناسیونالیستی وی قرار گرفت (Yaqublu,1991: 36).

   به نظر می­رسد که این زمینه­ها به همراه آگاهی وی از اندیشه­های سیاسی و دینی و نیز تحولات فکری و اجتماعی غرب، باعث ارتقاء بینش سیاسی و دینی وی گردید و براساس مقتضای زمان، او را به این نتیجه رساند که تلفیق و سازگاری ایدئولوژی­های جدید با مبانی اسلام بهترین راه مقابله با استعمار روسیه در قفقاز است.

    

تبیین اندیشه و عملِ سیاسی رسول­زاده در عرصة دین اسلام

هدف رسول­زاده مبارزه با استعمار روسیه و استقلال ترکهای مسلمان در قفقاز بود. او برای رسیدن به این اهداف تلاش می­کرد که هم از ایدئولوژی­های سیاسی و اجتماعی زمان خود و هم از قدرت مادی و معنوی اسلام در قفقاز کمک بگیرد. به همین خاطر، او از یک طرف دفاع از حقوق مسلمانان قفقاز را در دستور کار خود قرار داد که منجر به تأسیس «سازمان جوانان مسلمان» و حزب «مساوات» گردید. رسول­زاده از این دو سازمان سیاسی- دینی که به صورت پنهانی فعالیت می­کردند، به فعالیتهای سیاسی خود جنبه دینی می­داد و به بهترین شکل ممکن از آنها در راستای اهداف سیاسی خود بهره برد و از طرف دیگر در راستای مبارزه با استعمار روسیه در قفقاز، با ایدئولوژیهای سیاسی و اجتماعی مانند سوسیالیسم و ناسیونالیسم و پان اسلامیسم نیز همراهی داشت. او در مقاطعی، یکی از راههای مبارزه با استعمار روسیه را در غلبه سوسیالیسم می­دید و از تطبیق و سازگاری اسلام با سوسیالیسم دفاع می­کرد. اما مدتی بعد و با غلبه ناسیونالیسم بر افکار وی، وی به تطبیق اسلام با ناسیونالیسم و تفسیر ناسیونالیستی از اتحاد اسلام پرداخت. مهم­ترین کنش­ سیاسی رسول­زاده درباره دین اسلام بدین ترتیب است:

الف) دفاع از حقوق مسلمانان قفقاز و روسیه

   یکی از مهم­ترین مسائل مسلمانان قفقاز در جنگ جهانی اول که بیشترین مقالات رسول­زاده نیز به آن اختصاص داشت، دفاع از حقوق مسلمانان قارص و اردهان بود[4]. او از هر فرصت و مناسبتی برای کمک به مسلمانان این مناطق و تحریک دشمنی آنان علیه روسیه استفاده می­کرد ( Rasulzade asarlari, 2012: III/ 46-63). رسول­زاده هم­چنین روزنامه­ای با عنوان «قارداش کمکی» (کمک برادری) نیز به منظور حمایت از مسلمانان این مناطق در باکو تأسیس کرد (Ibid: 91-93). اما فقط یک شماره از این روزنامه منتشر شد و پس از آن دیگر انتشار نیافت. او از هیچ تلاشی برای جلب نظر مردم به منظور کمک به مسلمانان قارص و اردهان و محکومیت اعمال مسیحیان افراطی باز نمی­ایستاد و از روسیه نیز به خاطر عدم جلوگیری از اعمال مسیحیان افراطی انتقاد می­کرد (روزنامة ینی اقبال، 6 مه 1915، شماره 8: 2). فاجعه مسلمانان قارص و اردهان و شرایط وخیم آنها در اوایل جنگ جهانی اول و نیز تلاش رسول­زاده در جلب کمکهای مردمی به مسلمانان این مناطق قابل توجیه است؛ اما نتیجه­ این گونه اقدامات وی خواسته و یا ناخواسته به نفع اهداف سیاسی رسول­زاده تمام می­شد و او توانست با این اقدامات زمینة­های دو گردهمایی بزرگ مسلمانان قفقاز و روسیه بعد از انقلاب 1917 را فراهم آورد که نقش مهمی در حیات ترکهای مسلمان قفقاز داشت.

   در همین راستا، رسول­زاده خواستار اعزام یک روحانی مسلمان به جبهه­های جنگجهانی اول می­شود تا سربازان مسلمان کشته شده در ارتش روسیه را بر اساس اصول اسلامی دفن کنند و نسبت به هرگونه احتمال دفن سربازان مسلمان در گورهای دسته­جمعی هشدار می­دهد (Rasulzade asarlari, 2001: II/512-51). وی ازتعطیلات روسیه بر مبنای دین مسیحی نیز انتقاد می­کرد؛ زیرا در این قرار مسلمانان نیز مجبور بودند روزهای یکشنبه را تعطیل کنند و این امر به تجارت مسلمانان ضرر می­زد (Rasulzade asarlari, 2012: III/137-140). رسول­زاده این اقدام روسها را تلاش برای «روسی­سازی» مسلمانان قلمداد کرد(Ibidem). همین­طور وی از تأسیس یک «دارالعلم» مخصوص برای روحانیون قفقاز دفاع و انتخاب رئیس روحانیون مسلمان از سوی مردم را حق مسلمانان دانست و خواستار خرج کردن موقوفات اسلامی در راه امور مسلمانان شد (آچیق­سوز، 9 اکتبر 1915، شماره 6: 2-1). رسول­زاده اقدام روسها در اخراج همه کارکنان مسلمان از اداره­ها و جایگرینی آن با افراد روسی را محکوم و این اقدام روسها را یک تحقیر بزرگ برای مسلمانان دانست ( روزنامة ارشاد، 8 آوریل 1908، شماره 47: 1) و هر گونه تشویشات علیه اسلام و مسلمانان از سوی روسها را آیینه­ عبرتی برای مسلمانان قلمداد می­کرد که دوست و دشمن خود را بهتر بشناسند (ارشاد، 15 مارس 1908، شماره 33: 3).

   این گونه اقدامات رسول­زاده در دفاع از حقوق مسلمانان قفقاز و روسیه، سه دست­آورد مهم سیاسی و ناسیونالیستی برای وی دربرداشت: اول، تأسیس سازمان «جوانان مسلمان» در سالهای بین 1902 تا 1903 است؛ رسول­زاده در این سازمانِ مخفی سیاسی- دینی نشان داد که در کنارِ دفاع از حقوق مسلمانان قفقاز، ویژگی­های قومی و ناسیونالیستی را نیز دنبال می­کند؛ زیرا مهم­ترین فعالیتهای این سازمان، تحریک احساسات ملی، خواندن آثار ادیبان محلی به زبان ترکی و حفظ کردن سرودهایی بود که علیه تزاریسم نوشته شده بود (Rasulzade, 2010: 10). دوم، تأسیس حزب مساوات است؛ حزب مساوات در سال 1911 به توصیه رسول­زاده که در استانبول به سر می­برد، توسط سه تن از اعضای سابق حزب همت، تقی نقی­اف، عباسقلی کاظم­زاده و محمدعلی رسول­زاده پسرِ عموی رسول­زاده تشکیل شد. مساوات که در واقع «سمبل مطالبات مسلمانان روسیه برای بهره­مندی از حقوق برابر با روسها بود»، در کنار حمایت از حقوق مسلمانان از اندیشه­های ناسیونالیستی نیز بدور نبوده و از سال 1913 با رهبری رسول­زاده جنبه ناسیونالیستی آن بیشتر خودنمایی کرد (چاغلا، 1388: 71). سوم، فدرالی شدن روسیه است؛ بعد از انقلاب 1917 روسیه، دو کنگره در راستای دفاع از حقوق مسلمان روسیه برگزار شد که در این کنفرانس­ها رسول­زاده توانست اهداف ناسیونالیستی خود را که سالها به دنبال آن بود، در سایه حمایت از حقوق مسلمانان روسیه محقق سازد. کنگره اول با عنوان «کنگره مسلمانان قفقاز» در آوریل 1917 (جمادی­الثانی 1335) در باکو تشکیل شد. این کنگره فدرالی شدن روسیه را بهترین راه حفظ حقوق مسلمانان روسیه تشخیص داد و با تشکیل یک سازمان مرکزی برای ادارة امور همه مسلمانان وحدت و انسجام آنان را نیز بوجود آورد (رسول­زاده، 1380: 34-33). در کنگره دوم یا «قوریلتای مسلمانان سراسر روسیه» که به فاصله یک ماه بعد از کنگره باکو تشکیل شد، پیشنهاد رسول­زاده مبنی بر فدرالی شدن روسیه مورد تصویب قرار گرفت (همانجا). دست­یابی به این اهداف که در سایه دفاع از حقوق مسلمانان قفقاز و روسیه بدست آمده بود، شهرت و محبوبیت رسول­زاده را نیز در پی داشت. در واقع پس از قوریلتای مسلمانان سراسر روسیه بود که رسول­زاده به یکی از رهبران بانفوذ ترکهای مسلمان قفقاز تبدیل شد (Mohammad Amin Rasulzade, 2013: 68, 76).  

ب) تطبیق اسلام با سوسیالیسم

   با آغاز فعالیت حزب سوسیال­دموکرات کارگران روسیه در میان مسلمانان قفقاز، رسول­زاده نیز به همراه برخی روشنفکران مجذوب این ایدئولوژی شد و به منظور تبلیغ سوسیالیسم در میان مسلمانان در تأسیس حزب همت مشارکت کرد. هر چند که وفاداری رسول­زاده به سوسیالیسم زیاد طول نکشید و وی به سمت ناسیونالیسم قومی کشیده شد، اما شرایط و اهداف سیاسی وی ایجاب می­کرد که در این مدت کوتاه هم از هر فرصتی برای تطبیق اسلام با سوسیالیسم در میان مسلمانان قفقاز استفاده کند.

   سازگاری یا عدم سازگاری دین با سوسیالیسم سالها پیش از رواج سوسیالیسم در قفقاز، یکی از مهم­ترین مسائل سوسیالستهای اروپا بعد از مارکس به شمار می­رفت. با شکل­گیری حزب سوسیال­دموکرات آلمان، تجدیدنظرهایی نیز در اندیشه­های مارکسیستی بوجود آمد. حزب سوسیال دموکرات آلمان در برنامه اصلاحی «ارفورت» در سال 1891 در مسئله ناسازگاری سوسیالیسم با دین تجدید نظر کرده و دین را یک امر شخصی دانست که رسول­زاده نیز بدان حسنِ تلقی نشان داد (Resulzade, 2014:26-29). اما شواهد نشان می­دهد که رسول­زاده در تلاش برای سازگار نشان دادن اسلام با سوسیالیسم مخصوصاً در اوایل حیات سیاسی و اجتماعی خود اهداف و آمال سیاسی خود را نیز از نظر دور نداشت.

   او در اولین روزهای فعالیت خود در حزب همت در مقاله­ای با عنوان « همة الرجال­تقلع الجبال» در تلاش به منظور سازگاری اسلام با سوسیالیسم، بر اهمیت تشکیل اتحادیه­ها در احقاق حقوق مردم و لزوم اتحاد و اتفاق از زبان بزرگان دین تأکید می­کند (Mohammad Amin Rasulzade ve Ictimai- Siyasi Ideallar, 2005: 275). مدتی نگذشت که مهم­ترین حیات سوسیالیستی رسول­زاده در روزنامة سوسیالیستی مشربِ «تکامل» ارگان حزب همت شروع شد. رسول­زاده در روزنامه تکامل دفاع از حقوق کارگران را موافق اصول و احکام اسلامی ارزیابی می­کرد: «هیچ قانون، هیچ شریعت، هیچ کتاب، هیچ عقل و هیچ علمی به کم بودن اختیارات و حقوق اجتماعی کارگران از معلمان، روحانیون و امیران اشاره نکرده و نمی­کند»( Alakbarov, 2014: 134) و هیچگونه منعِ شرعی و حقوقی دربارة حضور کارگران مسلمان در اتحادیه­های کارگری دیگر کشورها نمی­دید و از آن حمایت می­کرد (روزنامة تکامل، 30 دسامبر 1906، شماره 3: 2-1). مهم­ترین اقدام سیاسی رسول­زاده در سازگاری اسلام با سوسیالیسم در روزنامة تکامل، دعوت از مسلمانان به حضور در تشکل­های سوسیالیستی و حمایت وی از فرقه اجتماعیون عامیون (سوسیال دموکراتها) در راستای مبارزه با تزاریسم بود. رسول­زاده فرقه اجتماعیون-عامیون را نماینده حافظ منافع مسلمانان قفقاز می­نامید و از مسلمانان می­خواست که در انتخابات دومای دولتی به حزب اجتماعیون- عامیون رأی دهند (تکامل، 1 ژانویه 1907، شماره 4: 2- 1).

   رسول­زاده در روزنامة ارشاد نیز تعدادی مقاله دربارة سازگاری اسلام با سوسیالیسم به چاپ رساند. او در سلسله مقالاتی که با عنوان «فهله­لره دائر»(درباره­ی کارگران) در روزنامه ارشاد چاپ می­شد، بر لزوم اتحاد کارگران، اهمیت منافع اقتصادی و همنوایی آن با اسلام تأکید و هشت ساعت کار کارگران را مطابق با احکام اسلامی توجیه می­نمود (Alakbarov, 2014: 133-135). رسول­زاده هم­چنین در مدت حضور در ایران نیز در صدد تطبیق اصول اسلام با سوسیالیسم بود؛ وی در اساسنامه حزب دموکرات، مرام و مسلک این فرقه را «موافق روح مساوات اسلامی» می­داند (آدمیت، 1388: 118).

   با وجود اینکه سوسیالیسم و اسلام در مسائلی مانند عدالت اجتماعی، رفع تبعیض و عدم انحصار ثروت در دست طبقه خاص اشتراکاتی دارند، اما از نظر هدف، ویژگی­ها و مشخصه­ها تفاوتهای عمیقی دارند که در این پژوهش مجالی برای پرداختن بدان نیست. رسول­زاده نیز بدون توجه به تضادهای اساسی میان دین و سوسیالیسم، تنها به اشتراکات در برخی اهداف دو ایدئولوژیِ اشاره دارد که آنهم تنها با هدف مبارزه با تزاریسم بود. بنابراین می­توان گفت که تأکید رسول­زاده بر لزوم اتفاق و اتحاد، دفاع از حقوق کارگران و دعوت از مسلمانان برای رأی دادن به اجتماعیون عامیون از منظر اسلام و بزرگان دین، بیشتر رویکردی سیاسی و در راستای مبارزه با تزاریسم بوده است و به نظر می­رسد یکی از عوامل تطبیق سوسیالیسم با اسلام در ایران نیز مقابله با تبلیغات مخالفین از جمله اعتدالیون مبنی بر بی­دینی و الحاد دموکراتها باشد.

از طرفی، رسول­زاده خود پایبندی آنچنان محکمی به سوسیالیسم نداشت و به همراه برخی از اعضای حزب همت همزمان با سوسیالیسم از گرایشات ناسیونالیستی نیز برخوردار بود (Ybert, 2013: 8)؛ در واقع مبارزه با سیاست استعماری تزاریسم در قفقاز مهم­ترین عامل پیوستن برخی روشنفکران مسلمان به سوسیالیسم بود و رسول­زاده خود نیز بدان اذعان داشت (Azizov, 1997: 59) و مدتی بعد با دوری از سوسیالیسم، به ناسیونالیسمِ قومی روی آورد. طبعاً رسول­زاده که اعتقاد محکمی به سوسیالیسم نداشت، در تلاش برای سازگار نشان دادن آن با اسلام نیز، اهداف سیاسی خود را دنبال می­کرد. رسول­زاده در تجزیه و تحلیل مسائل مربوط به تجدید نظر طلبی در سوسیالیسم، در اروپا نیز بیشتر از منظر ناسیونالیستی بدان توجه داشت (Resulzade, 2014: 28-30) که به اعتقاد آدمیت: «نگرش سیاسی رسول­زاده در برداشت کلی او بی­تأثیر نیست» (آدمیت، 1388: 218).

   درواقع می­توان گفت که رسول­زاده با سوسیالیسم نیز تا زمانی همراهی نشان می­داد که بتواند از این ایدئولوژی در راستای اهداف و اندیشه­های سیاسی خود که مهم­ترین آن مبارزه با نفوذ و استعمار تزاریسم در قفقاز بود، بهره گیرد؛ زیرا سوسیالیسم یک ایدئولوژی جهان­وطنی بود که با اندیشه ناسیونالیسم قومی و سرزمینی رسول­زاده کاملاً در تضاد بود.

ج) تطبیق اسلام با ناسیونالیسم

   بخش مهمی از اندیشة سیاسی رسول­زاده را ناسیونالیسم تشکیل می­دهد. اندیشه­های ناسیونالیستی رسول­زاده در آغاز بیشتر درباره دفاع از زبان و فرهنگ ترکی و به عبارتی وجهه فرهنگی داشت، اما به مرور و با تأثیرپذیری از متفکران پان­ترکیست قفقاز و عثمانی شکل قومی و سرزمینی به خود گرفت (نوبخت، 1397: 32-9). با شکل­گیری ایدئولوژی ناسیونالیسم قومی و سرزمینی در اندیشة رسول­زاده، تلاش برای تطبیق و سازگار کردن آن با اسلام نیز در دستور کار وی قرار گرفت.

   یکی از مهم­ترین اهداف رسول­زاده در تطبیق اسلام با ناسیونالیسم، اسلامی جلوه دادن جریان ناسیونالیسم در قفقاز و ترکی کردن اندیشه­های اسلامی بود که برای نخستین بار در مجلة «دیریلیک» (حیات) بروز یافت. وی هشت مقاله در این مجلة با عنوان «ملی دیریلیک» (حیات ملی) به چاپ رساند که در آنها با تبیین جایگاه دین به عنوان یک عامل مهم در تمدن یک ملت، بر سازگاری ملیت و دین تأکید داشت: «اینکه دین را هم یک عامل مدنیت به حساب آوردیم، احتمال دارد برای برخی عجیب به نظر برسد، زیرا نظریه مشهوری وجود دارد که دو فکر دین و ملیت نقیض یکدیگرند. مخصوصاً این نظریه که اسلام با قومیت هیچ وقت نمی­تواند اتفاق کند. این نظریه با وجود اینکه در نگاه اول صحیح به نظر می­رسد، اما به نظر ما دو مفهوم (اسلام و ملی­گرایی) به صورت خیلی عالی هم می­توانند ائتلاف کنند؛ فقط لازم است که این دو مفهوم به صورت علمی و جداگانه بررسی شود تا نقاط اشتراک و افتراق آنها کاملاً تفهیم گردد» (مجلة دیریلیک،16 دسامبر 1914، شماره 7: 99-98).

   رسول­زاده دربارة پیوند اسلام و ناسیونالیسم اشارة خاصی دارد؛ او معتقد است که پیوند میان اسلام و ناسیونالیسم از زمانهای گذشته وجود داشت و یکی از مهم­ترین عامل سقوط بنی­امیه را در پیوند اسلام و ناسیونالیسم ارزیابی می­کند: «از زمانی که بنی­امیهِ طرفدار امپریالیسم و ناسیونالیسم عرب، برخلاف اصول مساوات و برابری اسلام فقط به [نژاد] عرب اهمیت داد، این موضوع باعث شد که مسلمانان با همراهی ملتهایی که ملیت آنها به خطر افتاده بود، متحد شده و با انقراض بنی­امیه سلسله بنی­عباس را روی کار آورند» (همانجا).

   رسول­زاده با وجود اینکه نقش زبان در شکل­گیری ملیت را بیشتر از دین می­داند، اما از اتفاق دین و ملیت حمایت و معتقد است که با اتحاد ملیت و دین، وجدان ملی در یک ملت پدید می­آید (دیریلیک، 14 اکتبر 1914، شمارة 3: 35-34). از طرفی بر نقش دین در حفظ قومیت و ملیت نیز اذعان داشت و معتقد بود که ویژگی­های دینی باعث تقویت خصوصیات ملی می­شود (Alizade, 2003: 33). او در این باره به ارامنه اشاره کرده و می­نویسد که عامل اصلی حفظ هویت ارمنی در طول تاریخ دین ارمنی بوده است (دیریلیک،16 دسامبر 1914، شمارة 7: 99-98). وی همچنین اعتقاد داشت که ایدئولوژی شیعی ایرانی نیز نه­تنها مانعی در برابر ترک­گرایی صفویان در دوره شاه اسماعیل نبود، بلکه برعکس باعث تقویت ترک­گرایی آنها نیز شد (Rəsulzadə, 1994: 53)؛ به همین خاطر ایدئولوژی شیعی را یکی از عوامل مهم در ظهور ناسیونالیسم ادبی در میان ترکهای صفوی دانسته و تألیف و ترجمه کتبِ ترکی درباره عاشورا و مقتل الشهدا مانند «حدیقه السعدا» اثر فضولی و «شهدا نامه» (ترجمه ترکی روضه الشهداء ملا حسین واعظ کاشفی) اثر محمد بن حسین کاتب نشاطی را از نمونه­های ظهور ترک­گرایی ادبی می­داند (Ibid: 54) تحت تأثیر این افکار است که اصلاحات دینی در کشورهای مسلمان را عامل و محرک اصلی ترقی ملی دانسته و از ترجمه قرآن و دعاها به زبان ترکی حمایت می­کند (دیریلیک، 16 دسامبر 1914، ش 7: 99-98). به نظر می­رسد، این اعتقاد رسول­زاده نیز متأثر از اصلاحات دینی در اروپا است. زیرا اصلاحات دینی در اروپا از همان آغاز با تمایلات ناسیونالیستی همراه بود و از مهم­ترین نتایجِ آن می­توان به گسترش زبان­های ملی و ترجمه اناجیل اشاره کرد (لطفی، علیزاده، 1389: 151-142). اما سایه ناسیونالیسم در افکار و اندیشه رسول­زاده آنقدر سنگین بود که وی مهم­ترین شرط اجرای احکام دینی و شرعی را در استقلال و آزادی ملی یک سرزمین بداند (Alizade, 2003: 40).

   یکی از مسائل مهم در اندیشه رسول­زاده در جریان تطبیق اسلام با ناسیونالیسم، تلاش برای سازگار دادن اسلام با شعار «ترکی شدن، مسلمان شدن و اروپایی شدن» است. این راهبرد برای نخستین بار در سال 1906 از سوی علی بیگ حسین­زاده (1941- 1864) از مهم­ترین روشنفکران و نظریه­پردازان پان­ترکیست قفقاز در اوایل قرن بیستم مطرح شد و مدتی بعد، این شعار، ضیاء گوگ آلپ از روشنفکران پان­ترکیست عثمانی را به شدت تحت تأثیر خود قرار داد و او را به یکی از مهم­ترین مبلغان ترکی­شدن، مسلمان شدن و اروپایی شدن تبدیل کرد (Huseynzade, 2007: 4-10). رسول­زاده که در استانبول با افکار و اندیشه­های پان­ترکیستی گوگ آلپ آشنا شد، خیلی زود تحت تأثیر این راهبرد قرار گرفت و آن را محور و نقطه عزیمت سازگاری اسلام و ناسیونالیسم در اندیشه خود قرار داد. البته بسترهای حیات سیاسی و اجتماعی رسول­زاده پیش از آشنایی با گوگ آلپ نیز در این زمینه بی­تأثیر نبود؛ زیرا او در یک خانواده دینی اما نوگرا به دنیا آمده بود و با تحصیل در مدارس اصول جدید از همان کودکی با ویژگی­های تجدد نیز در کنار اندیشه­های غالب زمان وی، مانند پان­اسلامیسم، سوسیالیسم و ناسیونالیسم آشنایی داشت.

   رسول­زاده تحت تأثیر این راهبرد، سه شرط مهم در زندگی انسان را ملیت، بین­الملیت و تجدد دانست. وی رکن اصلی ملیت را زبان، اساس بین­المللی بودن را دین و اساس تجدد را نیز تسلط بر علوم و فنون زمان خود توصیف می­کند (روزنامة اقبال، 11 دسامبر 1914، شماره 811: 2). آغاز جنگ جهانی اول و شکل­گیری ایده «عصر ملیت» در اندیشه رسول­زاده، او را به این نتیجه رساند که تکیه بر راهبرد ترکی شدن، مسلمان شدن و اروپایی شدن، بیش از هر زمان دیگری نیاز جامعه زمان اوست (آچیق­سوز، 2 اکتبر 1915، ش 1: ص 1). بنابراین از دید وی هر ملتی برای آزاد زیستن باید به سه چیز استناد کند: زبان، دین و زمانه. به اعتقاد رسول­زاده ملیتِ ترکهای مسلمان قفقاز را زبان، بین­الملیت آنها را دین اسلام و زمانه را نیز تسلط بر علوم و فنون تشکیل می­دهد (همانجا).

   این راهبرد باعث شد که رسول­زاده اسلام را به عنوان یک عامل و ویژگی ملی در داخل اصل ترکی­شدن، مسلمان شدن و اروپایی شدن قرار بدهد؛ بنابراین می­توان گفت که با وجود تأثیر این راهبرد بخصوص در شکل­گیری ایده «بین­الملل اسلامی» در اندیشه رسول­زاده، دغدغه اصلی وی در همسویی اسلام با راهبرد «ترکی­شدن، مسلمان شدن و اروپایی شدن»، پیگیری اهداف و اندیشه­های سیاسی خود بوده است و نقش دین اسلام نیز در این شعار فقط برای تأیید و مشروعیت بخشی به دو رکن دیگر یعنی «ترکی شدن و اروپایی شدن» به شمار می­رفته است؛ زیرا بر طبق این اصل او دین اسلام را داخل ملیت و به عنوان بخشی از اجزای آن قلمداد می­کرد.

      

د) تفسیر ناسیونالیستی از مسئله اتحاد اسلام

پان­اسلامیسم یا اتحاد اسلام یکی از مهم­ترین جریانهای سیاسی و دینی تأثیرگذار در قفقاز بود. در شکل‌گیری تشکیلات پان‌اسلامیسم و وحدت مسلمانان روسیه، «اسماعیل گاسپرالی» (1914-1851 میلادی/ 1332-1267ه.ق ) که در باغچه سرای شبه جزیره کریمه روزنامه «ترجمان» را منتشر می­کرد، نقش مهمی داشت. گاسپرالی شعار وحدت در «زبان و فکر و عمل» را می­داد و نقش زیادی در وحدت ترک­های مسلمان روسیه داشت (سه­ویتوخوفسکی، 1381: 44-43 ). فعالان این جریان در سه گروه مختلف در میان مسلمانان روسیه ظهور کردند: جریان اول که اتحاد همه مسلمانان را در قالب «امت اسلام» به رهبری ایران یا عثمانی دنبال می­کرد، پس از مدتی جای خود را به طرفداران اتحاد همه مسلمانان روسیه (روسیانین مسلمانلیق اتفاقی) داد. جریان دوم بعد از انقلاب 1917 روسیه با عنوان حزب «اتحاد» در قفقاز ظاهر شد و در دورة حکومت جمهوری آذربایجان (1918) نیز فراکسیونی به همین نام تشکیل داده و فعالیت می­کردند. حزب اسلام­گرای اتحاد هیچ‌وقت با خود مختاری سرزمینی موافق نبود و آن را یک تفرقه در میان مسلمانان روسیه می­دانست. این حزب فقط با خودمختاری مدنی و فرهنگی برای ترکهای مسلمان موافق بود (Azizov, 1997: 101-102). اما گروه سوم متشکل از رسول­زاده و حاجینسکی ملی­گرایانی بودند که در کنار پان­اسلامیسم، اندیشه­های ناسیونالیستی و قومی خود را نیز پیش می­بردند (دهقان­نیری و همکاران، 1391: 106).

   مطالعه زندگی­نامه و آراء رسول­زاده نشان می­دهد که وی رویکرد کاملاً متفاوتی نسبت به مسئله اتحاد اسلام دنبال می­کرد. او حتی قبل از آشنایی با ناسیونالیسم قومی نیز نسبت به مسئله اتحاد بر اساس «امت اسلام» بدبین بود و آن را برای نخستین بار در «تنقید فرقه اعتدالیون» بروز داد. پس از مدتی با تأثیرپذیری از اندیشه­ ناسیونالیسمِ قومی و سرزمینی، از اتحاد مسلمانان در قالب ملتهای مسلمان حمایت کرد.

   رسول­زاده در تنقید فرقه اعتدالیون می­نویسد که مسلمانان تنها به صرف مسلمان بودن نمی­توانند، از جهات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نیز متفق شوند: « اگر کسی ادعایی بکند که این همه مسلمان­ها به واسطة خاطر دین خودشان، از همه حیث چه از جهت سیاسی و چه از جهت اجتماعی و اقتصادی متحد و متفقند آیا حرف بیهوده نگفته است؟»(اتحادیه، 1361: 77-76).

   توجیه دیگر رسول­زاده در نفی اتحاد بر اساس امت این است که به عقیده وی مدنیّت بشری از مجموع مدنیت­های ملی به وجود می­آید و دین تنها بخشی از یک مدنیت ملی است. در همین راستا، رسول­زاده اتحاد گرجی­های مسلمان با دولت گرجستان را به خاطر نژاد گرجی مشهود می­داند اما کمک ترکهای مسلمان به مسلمانان آجار گرجستان را نیز در راستای «بین­الملل اسلامی» یعنی داشتن اخلاق و تاریخ دینی مشترک با آن­ها توجیه می­کند و معتقد است که این کمک هیچ خللی به وحدت ملی گرجی­ها وارد نمی­کند (آچیق­سوز، 31 ژانویه 1916، شماره 99: 2 ).

   او اتحاد اسلام را آرزویی غیرممکن قلمداد می­کرد اما برعکس اتحاد همه ترکها، فارس‌ها و عربها را قابل‌قبول و حتی لازم می­شمرد و معتقد بود که اگر ملت­های مسلمان به‌صورت یک حکومت و ملت در آیند، آن موقع هم اتفاق اسلام رخ می­دهد نه اتحاد (رسول­زاده، 1386: 47). زیرا به این باور رسیده بود که در دنیا حکومتها را بر اساس ملیت آنها می­توان تقسیم­بندی کرد و برای اتحاد آنها باید فدراسیونی از ملتهای مسلمان در مقابله با بیگانگان متحد شوند نه اتحاد بر اساس امت (همانجا).

   به نظر می­رسد، سه عامل مهم در تفسیر ناسیونالیستی رسول­زاده از اتحاد اسلام و دفاع وی از اتحاد بر اساس ملتهای مسلمان به جای امت اسلامی تأثیرگذار باشد؛ عامل اول، تأثیرپذیری او از اوضاع و شرایط کشورهای مسلمان در اوایل جنگ جهانی اول است. شرایط وخیم کشورهای بزرگ اسلامی مانند عثمانی، ایران و ناتوانی آنها در مقابله با کشورهای استعمارگر غربی ناکارآمدی اتحاد بر اساس امت اسلام در نزد رسول­زاده را رقم زد. در این میان، شکست ترکیهِ عثمانی در جنگ­ بالکان و به تبع آن در جنگ جهانی اول از روسیه، نقش مهمی داشت. او شکست عثمانی در جنگ جهانی اول و استقلال مناطقی مانند عربستان و سوریه را شکست اسلام­گرایی و عثمانی­گرایی دانسته و تفکر عثمانی را نیز ورشکسته به حساب آورد. به نظر وی «اکسیر مسلمانیت» سلطان سلیمان قانونی که زمانی یک تدبیر مهم در مقابله با بیگانگان به حساب می­آمد، در برابر «کیمیای ملیت» مؤثر واقع نشد (Rasulzade Asarlari, 2014: V / 168-173).

   عامل دوم در تفسیر ناسیونالیستی رسول­زاده از اتحاد اسلام، تأثیرپذیری از آراء سیدجمال­الدین اسدآبادی است. اسدآبادی به نقش و اهمیت ناسیونالیسم در مقابله با بیگانگان باور داشت و معتقد بود که در مواردی تعصب قومی هم می­تواند در مقابله با بیگانگان مؤثر باشد؛ اما همیشه نسبت به ماهیت و کارکردهای آن در جامعه اسلامی تردید داشت و معتقد بود که کشورهای غربی قصد دارند با جایگزین کردن تعصب قومی به جای تعصب دینی در جوامع اسلامی تجزیة جهان اسلام را رقم زنند ( ظریفیان و تقوی سنگدهی، 1389: 65-64). این در حالی است که رسول­زاده هیچگونه تردید و نگرانی به کارکرد منفی تعصب قومی در جوامع اسلامی به خود راه نداد و عامل سوم، شکل­گیری اندیشه «بین­الملل اسلامی» در افکار رسول­زاده است که باعث شد وی از اتحاد در قالب کشورهای مسلمان به جای اتحاد بر اساسِ امت اسلام حمایت کند.  

  

نتیجه

هدف این مقاله، بررسی اندیشه و عملِ سیاسی محمدامین رسول­زاده در عرصة دین اسلام بود. چنان که ملاحظه شد، رسول­زاده باور به دین اسلام را هیچگاه از دست نداده است اما شرایط سیاسی و اجتماعی قفقاز در سالهای اول حیات سیاسی و اجتماعی رسول­زاده به همراه جریان­های پان­اسلامیسم، جنگ­های ارامنه با مسلمانان، سوسیالیسم و ناسیونالیسم از یک طرف و ارتباط با اندیشمندانِ بزرگ پان­ترکیست و پان­اسلامیست از جمله ضیاء گوک الپ و سیدجمال­الدین اسدآبادی از طرف دیگر کنش سیاسی وی در عرصة دین اسلام را در پی داشت. یکی از مسائل مهم که رسول­زاده با رویکرد سیاسی آن را دنبال کرد، سیاست استعماری روسیه تزاری در میان مسلمانان قفقاز بود. رسول­زاده از ظلم و تضییق حقوق مسلمانان، توسط روسیه تزاری به بهترین نحو ممکن در راستای اهداف سیاسی خود استفاده نمود که در نتیجه آن توانست به یکی از مهم­ترین اهداف ناسیونالیستی خود یعنی فدرالی شدن روسیه دست یابد. در عرصه سوسیالیسم نیز رسول­زاده که تلاش داشت با سلاح سوسیالیسم به جنگ تزاریسم رود، به منظور همراه کردن مسلمانان قفقاز و روسیه با اهداف سیاسی خود، بر سازگاری اسلام و سوسیالیسم تأکید داشت. با دوری از سوسیالیسم و شکل­گیری ناسیونالیسم قومی در اندیشه رسول­زاده، وی به منظور عینیت بخشیدن به اصول و عناصر ناسیونالیسم قومی در میان مسلمانان قفقاز بسیار کوشید و از اسلام نیز در جهت مشروع جلوه دادن اندیشه­های ناسیونالیستی خود به خوبی بهره برد. بی­تردید یکی از بنیادی­ترین عناصر موجود در اندیشة ناسیونالیستی رسول­زاده راهبرد «ترکی شدن، مسلمان شدن و اروپایی شدن» بود. او بر طبق این اصل مدنیت بشری را متشکل از سه عنصر ملیت، بین­الملیت و تجدد می­داند که در آن مسلمانان بر اساس مسلمان بودن در بین­الملل اسلامی قرار می­گیرند؛ وی با اتکا به این اصل، از یک طرف با تأکید بر نقش دین به عنوان یک عامل مهم در تمدن انسانی، بر تطبیق و سازگاری دین و ناسیونالیسم اصرار داشت و از طرف دیگر با روی­گردانی از اتحاد بر اساس امت اسلام، به تبیین و تشریح بین­الملل اسلامی پرداخت و از اتحاد اسلام فقط در قالب اتحاد ملت­های مسلمان حمایت کرد.

منابع

آبادیان، حسین (1376)، رسول­زاده، فرقه دموکرات و تحولات معاصر ایران، تهران، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران.

آدمیت، فریدون (1388)، فکر دموکراسی اجتماعی در نهضت مشروطیت ایران، تهران، گستره.

اتحادیه، منصوره (1361)، مرام­نامه­ها و نظامنامه­های احزاب سیاسی ایران در دومین دوره مجلس شورای ملی. تهران، نشر تاریخ ایران.

پروین، ناصرالدین (1380)، «روزنامة ایران نو (1)»، مجله ایرانشناسی، شمارة پنجاه.

تقی­زاده، سیدحسن (1334)، «پایان یک زندگی پرماجرا»، مجلة سخن، شمارة چهارده.

چاغلا، چنگیز (1388)، سیاست و ملی­گرایی در آذربایجان، ترجمه جلیل یعقوب­زاده. تبریز، ندای شمس.

دهقان­نیریو همکاران (1391 )، «اندیشه اتحاد اسلام در میان مسلمانان قفقاز جنوبی (1920- 1870)»، تاریخ­نامه ایران بعد از اسلام، ش پنجم.

رسول­زاده، محمدامین (1380)، جمهوری آذربایجان، چگونگی شکل­گیری و وضعیت کنونی آن، ترجمه سلام تقی­زاده، تهران، شیرازه.

_________________ (1386)، سیاوش زمانه، ترجمه پرویز زارع شاهمرسی. تبریز، بی­نا.

سه­یتو خوفسکی، تادیوش (1381)، آذربایجان روسیه (1920-1905) شکل­گیری هویت ملی در یک جامعه مسلمان، ترجمه کاظم فیروزمند، تهران، شادگان.

ظریفیان، غلامرضا و سیده­لیلا تقوی سنگدهی (1389)، «بررسی تطبیقی آرای سیدجمال­الدین اسدآبادی و حسن حنفی دربارة غرب»، جستارهای تاریخی، دوره اول، شمارة اول، بهار و تابستان 1389.

لطفی، نقی. محمدعلی علیزاده (1389). تاریخ تحولات اروپا در قرون جدید، تهران: سمت، چاپ هفتم.

نوبخت، فرهاد (1397)، «تحلیل و بررسی سیر تحول اندیشه­های سوسیالیستی و ملی­گرایی محمدامین رسول­زاده از سال 1902 تا 1920»، کارنامه تاریخ، ش 9، بهار و تابستان 97.

نشریات

روزنامة آچیق­سوز، 1915، شماره­های 1، 6؛ 1916، شمارة 99.

روزنامة ارشاد، 1908، شماره­های 33، 47.

روزنامة اقبال، 1914، شمارة 811.

روزنامة تکامل، 1906، شمارة 3؛ 1907، شمارة 4.

روزنامة شرق روس، 1903، شمارة 20.

روزنامة ینی اقبال، 1915، شمارة 8.

مجلة دیریلیک، 1914، شماره­های 3، 7.

Agaoglu, Ahmad (2007), Sechilmish Asarlari, Baki: Sharq- qarb.

Alakbarov Faiq (2014), Mohammad Amin Rasulzadenin Dunyagorushu. Baki: e-nashri.

Alizade, Sh. H (2003), Mohammad Amin Rasulzade ve Islam, Baki.

Azizov T. A (1997). Azerbaycan xx asrin avvallarinde. Baki: Zaman.

Azizov, Eldar (2009). Difai. Baki.

Azerbaycan Xalq Cumhuriyyati Ensiklopediyasi, (2005). II c, Baki: Lider Nashriyyati.

Huseynzade, Ali Bey, (2007). Sechilmish Asarlari, Baki: Sharg- qarb.

Mohammad Amin Rasulzade ve Ictimai-siyasi Ideallar(2005). Baki: Xazar Universitasi.

Rasulzade, M, A, (2001), Asarlari (1909-1914 ), II c, Baki: shirvannashr.

______________, (2012). Asarlari (1914-1915), III c. Baki: Elm.

______________, (2013). Asarlari (1916-aprel 1918), IV c. Baki: Qanun.

______________, (2014). Asarlari (1918-aprel 1920),V c. Baki: Qanun nashriyyati.

______________, (1994), Bolsheviklarin Sharq siyasati, Baki. Sabah.

______________, (2010),Stalinle ixtilal xatiralari, Baki: Qanun.

Resulzade, Mehmet Amin, (2014). Ihtilalci Sosyalizm Ve Demokrasi, Istanbul: Dogu Kitabevi.

Attar, Aygun; Sebahattin Shimshir, (2013), Turkiyede yashayan Azerbaycan Turkleri, Ankara: Berikan Ofset Matbaa.

Yaqublu, Nasiman (2013), Mohammad Amin Rasulzade Ensiclopediyasi, Baki:"OL"MMC   Nashriyyati.

_______________, (1991), Mohammad Amin Rasulzade (Azerbaycanın Gorkamli Adamıari). Baki: Ganclik.  

Ybert, Edith, (2013), “Islam, nationalism and socialism in the parties and political organisations of Azerbaijani Muslims in the early twentieth century”, Caucasus Survey, Vol.1,No.1.

Rasulzadeh and Islam

(An Analysis of the Islamic Position in Thought and Political action of Mohammad Amin Rasulzadeh)

Abstract

This articlewhich was conducted with the aim of investigating the political thought and action of Mohammad Amin Rasulzadeh in the field of Islamic religion; trying to answer these questions, what was the position of Islam in the thought of Mohammad Amin Rasulzadeh? What are the most important indicators of the political action of Rasulzadeh in the field of Islamic religion?. The results of the research show that Rasulzadeh has emphasized the important role of Islam in personal and social life, but the political and social conditions in the Caucasus region, as well as some subjective preconceptions such as the influence of intellectuals have given some causes. He also used Islamic religion to pursue his political and nationalist goals. He profited from the oppression and colonization of Tsarism against the Muslims of Russia and the Caucasus in line with his political goals and aspirations. He had tried to adapt Islam into socialist and nationalist ideas, and into the nationalist interpretation of the issue of unity of Islam. The research method in this article is descriptive-analytical based on the works of Mohammad Amin Rasulzadeh and the historical documents.

Keywords: Rasulzadeh, Islam, socialism, nationalism, pan-Islamism.

 


[1] برای اطلاع از زندگی­ و فعالیتهای سیاسی و اجتماعی وی بنگرید به: حسین آبادیان، «رسول­زاده، فرقه دموکرات و تحولات معاصر ایران»، تهران، موئسسه مطالعات تاریخ معاصر، 1376، صص 34-4.

[2] - رسول­زاده در مدت پناهندگی در استانبول «اوضاع سیاسی روسیه» را در سال 1924 و «ورشکستی سوسیالیسم انقلابی» را به همراه «آینده دموکراسی» در سال 1928 منتشر کرد.

[3] - مقالة ناصرالدین پروین با عنوان «روزنامة ایران نو (1)» در مواردی خالی از اشتباه نیست؛ به عنوان نمونه وی تاریخ مرگ رسول­زاده را که سال 1955 می­باشد، 1954 ذکر کرده است. بنگرید به: ناصرالدین، پروین (1380). «روزنامة ایران نو (1)»، مجلة ایرانشناسی، شمارة 50، ص 365.

[4] - قارص و اردهان در شرق عثمانی در پی جنگ روسیه با عثمانی تحت تسلط روسیه قرار گرفت و خیلی از مسلمانان این مناطق آواره شدند. در همین اثنا، عده­ای از مسیحیان افراطی نیز به بهانه همکاری مسلمانان این مناطق با عثمانی آنان را مورد قتل و غارت شدید قرار داده بودند (Rasulzade asarlari, 2012: III/ 46-63).

Sourse: 

The Quarterly Journal of

Iranian Islamic Period History

Department of History - University of Tabriz-Iran

Current Issue: Volume 11, Issue 25, Autumn 2020, Pages 1-231
 
 
 
 

مجله علمی

  «تاریخ نامه ایران بعد از اسلام» 

دوره انتشار : فصلنامه

حوزه تخصصی : تاریخ ایران بعد از اسلام
 
شماره جاری: دوره 11، شماره 25، زمستان 1399، صفحه 1-231

Прочитано 200 раз

последние новости