Powered by Joomlamaster.org.uatogether with Joomstudio.com.ua

 

                                                                                                                                                                                          Az (1) Ru (1) En (1)

Thursday, 02 May 2019 08:04

عبدالله مستوفی و زبان تورکی – قسمت اول

Written by 
Rate this item
(0 votes)
عبدالله مستوفی و زبان تورکی – قسمت اول
عبدالله مستوفی یکی از بی‌شرف‌ترین تورک‌ستیزان ایران است که در کتاب خود بدترین فحاشی‌ها علیه تورک‌ها آورده است و وقتی در سمت استاندار آذربایجان‌شرقی با اعتراض مردم تبریز در خصوص وضعیت نامناسب گندم‌های وارداتی روبرو شد، گفت: "باکی نیست؛ حالا که اسب های ارتش نمی‌خورند؛ می‌دهم خرهای تبریز بخورند."
 
 
یول‌پرس: در بخش سیزدهم قسمت ویژه «تورک‌ستیزان ایران» به برخی از تفکرات عبدالله مستوفی می‌پردازیم.
 
مقدمه: تورک‌ستیزی با تولد و کودتای حکومت پهلوی، بصورت جدی در ایران آغاز شد و صاحب‌قلمان برای دریافت انعام از حکومت و نشان دادن دشمنی خود با تورک‌ها و زبان تورکی، تمام توان خود را بکار بستند تا سهم خود را در این پروژه منحوس ادا کنند که  امروز نیز تورک‌ستیزان با استناد به نوشته‌های آنان، تفکرات ناصحیح خود را به پیش می‌برند.گروه رسانه‌ای یول با توجه به رسالت خود، قصد دارد بصورت ویژه، اقدام به شناساندن تفکرات و اندیشه‌های این اشخاص  در قالب بخشی به نام « تورک‌ستیزان ایران» برگرفته از کانال تلگرامی بیلدیرش با همت علی بابازاده؛ نماید.
 
عبداللّه مستوفی آذربایجان و زبان تورکی
 
عبداللّه مستوفی در هفدهم ذی القعده سال ۱۲۹۴ قمری برابر با سوم قوس ۱۲۵۵ شمسی در محلّۀ سرچشمۀ تهران به دنیا آمد. میرزااسماعیل پدر بزرگ مستوفی در سال های آخر سدۀ دوازدهم هجری قمری در حالی که جوانی بیست و چند ساله بود، در استرآباد نزد یکی از خان های قاجار سمت پیشکاری داشت. در سال ۱۱۹۳ بعد از مرگ کریم خان زند، آقامحمّدخان قاجار به سرعت خود را از شیراز به استرآباد رسانید و از ایل خود برای بند و بست کار سلطنت یاری خواست و در کنار این خواسته، میرزایی نیز برای پیشکاری خود طلب کرد. رؤسای ایل میرزااسماعیل را برای این کار به او معرّفی کردند و بدین سان ورود خاندان مستوفی به دستگاه حکومتی و کار دولتی با تأسیس سلسلۀ قاجار قرین گشت و در طول یک و نیم قرن قمری میرزا اسماعیل پدر بزرگ (متوفّی ۱۲۶۹ هـ . ق .)، میرزا نصرالله پدر (متوفّی ۱۳۰۷ هـ . ق .) و عبدالله  نوه (متوفّی ۱۳۲۹ هـ . ش .) در سه نسل متوالی به همراه دیگر فرزندان ذکور این خاندان در خدمت درباری قاجار بوده و عمدتاً به امور مالیّه و استیفا اشتغال داشته اند. فعالیت های دیوانی عبدالله مستوفی در زمان سلطنت مظفرالدین شاه آغاز شد و تا پایان سلطنت رضاشاه پهلوی استمرار پیدا کرد. مستوفی در این مدّت علاوه بر اشتغال به امور مالیه، کار در وزارت خارجه را نیز تجربه کرد. او در دوران سلطنت رضاشاه نیز به خدمت در مناصب اداری استمرار بخشید و به سمت های بالاتری نیز دست یافت. آن گونه که خود او می گوید در سال ۱۳۰۶ شمسی در زمان وزارت عدلیّۀ داور به ریاست محکمۀ تجارت انتخاب گردید و بعد از چند ماه دوباره به محلّ خدمت اصلی خود وزارت مالیّه بازگشت. این بازگشت زیاد طول نکشید و او در بهار سال ۱۳۰۷ به ریاست استیناف فارس و خوزستان انتخاب گردید و تا اواسط پاییز ۱۳۰۸ در شیراز به خدمت در عدلیّه پرداخت. در پاییز ۱۳۰۸ به ریاست عدلیّۀ کرمان منصوب شد و تا خرداد ۱۳۱۰ در این سمت باقی بود. در این سال به تهران احضار گردید و بعد از پنج ماه به ریاست عدلیّۀ اصفهان برگزیده شد و به اصفهان رفت. بعد از دو سال خدمت در عدلیّۀ اصفهان در اواسط پاییز ۱۳۱۲ مأمور ریاست عدلیّۀ آذربایجان شرقی و غربی شد. در سال ۱۳۱۳ به ریاست ادارۀ کلّ ثبت کشور منصوب گشت و تا پایان سال ۱۳۱۶ در این سمت باقی ماند.
 
از سال ۱۳۱۶ جنجالی ترین دوره های خدمت اداری مستوفی آغاز می‌گردد. او در اواخر این سال به استانداری آذربایجانی‌غربی انتخاب می گردد و آن گونه که خود می‌گوید هشت نه روز از ۱۳۱۶ و تمام سال ۱۳۱۷ و چهار ماه اوّل سال ۱۳۱۸ را به این کار مشغول بوده است. مرداد ۱۳۱۸  نیز به عنوان استاندار آذربایجان شرقی انتخاب می شود. استانداری او در آذربایجان شرقی تا مهر ۱۳۱۹ ادامه پیدا می کند. حضور او در سمت استانداری آذربایجان شرقی و غربی جنجالی ترین و پرسروصداترین دوران اداری طولانی مدّت اوست. مستوفی به دلیل تمایلات شدید ضدّ تورکی، در دوران اقامت در این دو استان شدیدترین محدودیّت ها را برای زبان تورکی فراهم آورد و تندترین و گستاخانه ترین اظهارات را علیه تورک‌های این ناحیه بر زبان راند. اقدامات مستوفی و اهانت های او به دلیل حاکمیّت حکومت خشن و پلیسی رضاشاه و ناآگاهی و بی توجّهی عمومی مردم و خواص بی جواب ماند. این اظهارات و نوع عملکرد او در رابطه با زبان تورکی با سیاست های ضدّ تورکی حکومت رضاشاه انطباق کامل داشت؛ از این رو با مخالفت دولت مرکزی مواجه نگردید و مستوفی فارغ از هر بازخواستی از جانب مرکز، تا پایان دوران استانداری در این دو استان به اقدامات و اظهارات سخیف خود ادامه داد و به دست خود زمینۀ عکس العمل شخصیّت های آذربایجانی و افراد آگاه را در دوران بعد از شهریور ۱۳۲۰ فراهم ساخت.
 
مستوفی بعد از برکناری از استانداری آذربایجان شرقی تا اوایل ۱۳۲۰ مسئولیّتی نداشت. او در فروردین ۱۳۲۰ به عنوان بازرس ویژۀ طرح های عمرانی جنوب کشور انتخاب گردید و مسافرت دو ماهه ای هم به بندرعبّاس، قشم، هرمز، خرمشهر، آبادان و بندر شاهپور کرد. بعد از آن موقّتاً به تهران بازگشت و گزارش خود را به رضاشاه تقدیم داشت. با بروز واقعۀ سوم شهریور ۱۳۲۰ و اشغال ایران از سوی متّفقین، مستوفی در ۴ آبان ۱۳۲۰ منتظر خدمت و در ۱۳۲۴ بازنشسته گردید و دوران فعالیت سیاسی و اداری مستوفی عملاً با سقوط رضاشاه به سرآمد. وی در این دوره به تألیف کتاب «شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری دورۀ قاجاریّه» پرداخت و در سال ۱۳۲۵ از نوشتن کتاب فارغ گردید. دوران بعد از شهریور ۱۳۲۰ علاوه بر تألیف کتاب می توانست دوران اندیشه و داوری در بارۀ افکار، آرا و رفتارهای مستوفی در دوران فعالیت سیاسی اجتماعی و اداری وی بخصوص در دوران ر
 
 
Read 103 times

LATEST NEWS



Popular news